تبليغاتX
جک
جک

يه بار تو جهنم بمب ميگذارند همه شهيد ميشن ميرن تو بهشت.
يك روز يك فيله وگنجيشكه مي خاستن باهم دعواكنند گنجيشكه ادعاش مي شده كه توي اين دعوابرنده مي شه بعدكه دعوا شروع مي شه فيل بايك ضربه ي خرطوم گنجشك رو نقش زمين مي كنه فيله مي گه:ديدي زورمن ازتوبيشتره!گنجيشكه كه همه ي پرهاش ريخته بوده مي گه:اقافيله تازه كجاش روديدي من تازه كتم رودراوردم!!!!!!!!!!
يه رشتيه به دوستش ميگه يه جايي سراغ دارم اگه بريم شام ميدن ترياك ميدن بكشيم مشروب ميدن بخوريم كلي هم حال ميدن حموم مجاني داره و آخر سر هم 5000 تومن پول ميدن دوستش ميگه كجا ؟ رشتيه ميگه من خودم نرفتم زنم رفته !!!!!!!
يك روز يك فيل ميره سينما ميبينه جانيست.
مورچه دلش ميسوزه ميگه بيا بشين روي پاي من!
اگر روزي از كنار گنجشكي رد شدي وديدي نپريد فكر نكن دوستت داره تو رو آدم حساب نكرده
يه روز يه لامپ ميسوزه بهش پماد سوختگي مي زنند.

يه بار سالم وجاسم دارن تو خيابون راه ميرن جاسمه ميافته تو يه چاهي بعد سالم فرياد ميزه سالمي بعد جاسم ميگه نه من جاسمم !!!!!
يه خر با يه گور خر مسابقه دو ميدن گور خر برنده مي شه خر ميگه : قبول نيست تو لباس ورزشي تنت كرده بودي
يه مدت مردم به روحانيت پشت ميكنن،‌ قزوينيا همه ميرن روحاني ميشن
به يكي ميگن سزارين چيه؟
ميگه يعني بچه بشرط چاقو
يه روز يه لره ميره آزمايشگاه آزمايش خون بده .پرستاره هر كاري ميكنه نمي تونه از سره انگشت لره خون بگيره بعد پرستاره شروع ميكنه به مالش سر انگشته لره در همين حين لره ميگه ببخشيد خانم پرستار شما آزمايش ادرار نمي گيريد.
اولي :چه زمونه اي شده اخه كي ميخواد جواب خون شهدا رو بده؟
دومي:خوب معلومه ازمايشگاه..
معلمه به شاگردش ميگه تو امسال چطوري مي خواي قبول شي نه درس مي خوني نه مياي باغ ........؟
به يه نفر ميگن با مشغول جمله بساز ميگه يه بار يه غول ديدم گفتم چطوري مشغول

به يه تركه ميگن چرا پاهات پرانتزيه ميگه حتما مطلب مهمي لاشه
دوتا ني ني پيش هم خوابيده بودن, پسره به دختره ميگه: تو دختلي يا پسل؟ دختره ميگه: نمي دونم, پسره ميگه: بذال من بلم زيل پتو ببينم, ميره و مياد ميگه: تو دختلي, دختره ميگه از كجا فهميدي؟؟؟؟ميگه: آخه جولابات صولتيه.
يك روز يك خروس به يك مرغه ميگه :يه نوك ميدي . مرغه با اشوه ميگه: نه. خروسه ميگه: به جهنم با خودكار مينويسم
به خره ميگن گوشات چقدر درازه ميگه هر خوشكلي يه عيبي داره
يك نفرغير قانوني ازمرزخارج ميشده.ميگيرنيش ازش ميپرسن با چه ارزي داري خارج ميشي.ميگه باارز(عرض)معذرت.
يارو امدماهي را خفه كند سرش را كرد زير اب
يه روز يه عروس ميره گل بچينه , شهرداري مي گيرتش ...!!!


ارسال در تاريخ 21/4/1388 توسط evil

[ آخرین صفحه ] [ صفحه 7 از 7 ] [ صفحه بعد ]